تبلیغات
دیانا - وانیا
دیانا - وانیا
همیشه عاشق خدا باش 
قالب وبلاگ
اول از همه یه خبر خیلی ناراحت کننده شنیدم که واقعا ناراحت شدم ویه مدت توی شوک بودم خبر پر کشیدن پریا عزیزمون .به مامان فریده عزیزمون و همسرشون تسلیت میگم.خدا بهتون صبر بده.وبه هلیا عزیمون کمک کنه که بتونه با غم خواهرش کنار بیاد
می دونم خیلی دیر آپ کردم خوب دیگه فصل امتحانات بودو.دخترهای من دیگه شیر نمی خورن و حسابی بزرگ شدن خانم شدن و شب ها مامانی یکم بیشتر میتونه استراحت کنه فقط یه بار بلند میشین.تازه من فکر میکردم از شیر بگیرمتون مجبورم شب ها شیر پاستوریزه با شیشه بهتون بدم که اشتباه فکر می کردم.اصلا شیر نمی خورین فقط روی پاهام تکونتون بدم زودی خوابتون میبره.ان شا.. روزی بشه این عادتون هم بذارین کنار.کلا با این موضوع خوب کنار امدین فقط دو روز اول کمی اذیت شدین.
الان دیگه 22 ماهه شدین و خدای مهربون ممنونم که کمکم کرد توی این مدت نه شیر خشک خوردین نه سرلاک و .......وقتی می برمتون چکاپ پیش دکترتون خانم دکتر به بابایی میگه باید به این مامانی مدال بدین و کلی تعریف میکنهو مامانی کلی کیف میکنه .پارسالم از طرف بهداشت روزه جهانی شیر مادر به مامانی یه هدیه کوچیک دادن.
کلا خیلی باهوش و شیرین تر شدین .اینقدر کارهاتون از روی فکر انجام میدین ما همش دهنمون از تعجب باز می مونه.جالبه وارد کوچه ی خونمون میشیم. توی کوچه به این بزرگی خونه ی خودمون بلدین خونه مامان طیبه شون بلدین .و سریه شروع میکنین به گریه کردن و عمو ،عمو،عمو....میکنین.که شما رو خونه نبریم وببریمتون طبقه بالا.پیش عمو هادی.
الان بیشتر با هم بازی می کنین .پاتونو توی اشپزخونه میذارین شروع میکنین ابه ابه...ودر کل بگم ههر کار که ما انجام بدیم یا ببینین سریع ضبط میکنین دوباره برای خودمون پخش میکنین
لغت نامه دخترا:
اله(خاله)_علی(علی)_عمو(عمو)_دهرا(زهرا)_بابایی(بایی)_مامان(مامان)_میم میم (مورچه)_شششنا(ثنا)_شبت(شربت)_اینه(اینه)_بق(برق)_امین(محمد امین)_lمانی(ماهی)_و..........


عکس ها در ادامه مطالب



چهره ی قدیم(البته ان عکس در تابستان گرفته نشده در وسط زمستان بیرون برف و باران با هم میاد.دخترا لباسشون امدیم عوض کنیم در رفتن و در حال بازی با خاله زهره.اینقد شیطونی کردن که ژولیده شدن)




وووووووووو چهره ی جدید با موهای کوتاه






اخ قربون زبونت برم وانیااااااااااا





وقتی صدای زنگ خونه میاد شما هر جا باشین سریع میرین پشتت دیواری و...قایم میشین تا هر کی میاد تو بیاد مثلا دنبال شما بگره و شما کلی ذوق می کنین





اولین باری که با ما امدین بیرون برای صرف شام خییییییییییییلی شیطون نبودین.وانیا که عاشق صندلی کودکش شده بودو دیانا هم باباییش رفته بود سفارش غذا بده




اخ قربون این کارهای بزرگونتون برم همش ادای مامانی در میارین در این صحنه مثلا دارن به هم کمک می کنن لباسای هم دیگه رو در بیارن.استین هم دیگه رو میذنن بالا.جوراب برای همدیگه پا می کنن.در کل هر کاری مامانی میکنه







[ یکشنبه 1 بهمن 1391 ] [ 03:10 ب.ظ ] [ دیانا وانیا امامی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ


با شکفتن گل های بهاری، شما گل های ناز زندگی ما هم شکفتین و بهترین عیدی و هدیه خداوند در روز اول بهار شما بودین.
باشد که همیشه من و بابایی شکر گذار خداوند باشیم.
متولد 1/1/1390

موضوعات
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
بک لینک